لطف الله هنرفر

134

اصفهان ( فارسى )

اسپانيا و روسيه و سفير پاپ را اجازه داد كه به ممالك خود باز گردند ؛ سپس دن گارسيا دو سيلوا فيگروا « 1 » سفير اسپانيا را به گوشهء تاريكى از ميدان برد و از اسب به زير آمد و بر روى زمين نشسته ، سفير را نيز در مقابل خود اجازهء جلوس داد . پرژان تاده « 2 » رئيس كشيشان كرمليت و دو تن از نجيب‌زادگان اسپانيا را هم كه از همراهان دن گارسيا بودند ، پيش خود خواند تا شاهد مذاكره او با سفير باشند . از ايرانيان جز ساروتقى وزير و قرچغاى خان سپهسالار و حسين بيك مهماندار و چند تن ديگر از نزديكان شاه كسى آن‌جا نبود . پس شاه از پرژان تاده خواست كه مترجم مذاكره‌هاى او با سفير بشود و به سفير گفت كه اگر درخواستى دارد اظهار كند . دن گارسيا گفت : خواهشى ندارد ، مگر اين‌كه مايل است اعليحضرت عموم عيسويان مقيم ايران را از پرتغالى و اسپانيولى و ايتاليايى ، شخصا حمايت كنند و به ايشان اجازه دهند كه به سبك معمول خويش در اصفهان كليسايى بسازند . شاه جواب داد كه اين مطلب محتاج به خواهش نيست ، زيرا او خود عيسويان را حمايت مىكند و با ساختن كليسا نيز مخالفتى ندارد . خواهش ديگر سفير آن بود كه شاه بر همسايگان خود ، يعنى پرتغالىهاى هرمز به ديدهء دوستى بنگرد و از انگليسىها كه دشمن پرتغالىها هستند ، طرفدارى نكند . شاه عباس كلام او را قطع كرده و گفت كه اگر امروز دوستى من با پرتغالىهاى هرمز سست شده است ، ايشان خود مقصرند ، زيرا با مسلمانان بدرفتارى مىكنند و بىسبب ايشان را اسير و محبوس مىسازند ، علاوه‌بر اين مانع رفت و آمد مسلمانان به ايران مىشوند و آنان را مجبور مىكنند كه به دين مسيحى درآيند و البته بايد دست از اين‌گونه اعمال زشت بكشند و در كار انگليسىها نيز مداخله نكنند . سپس سفير اسپانيا موضوع بندر گمبرون يعنى بندرعباس امروز و

--> ( 1 ) . Dom Garcias de Silva Figueroa ( 2 ) . Pere Jean Thadee